تبليغاتX
^...سمپادی ها...^
hi all my friend

 

i  wish you a graet year

be successful in this year and be the best one

22:26 in the last autumn's night of 1386

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 22:34 توسط صبا |


من دیگر بودن را فریاد نخواهم زد

                          خدایا من دیگر زندگی را تجربه نخواهم کرد

 

تو خود کمکم کن

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 22:45 توسط صبا |


براي همه دست تكان دادم اما دستي تكانم نداد...

                                                                         محسن ميرزاپورـ ترنهامارابه صبح نميرسانند  

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 22:30 توسط صبا |


آیا میدانید ؟

درتصویر حکاکی شده بر  سنگهای تخت جمشید هیچ کس عصبانی نیست

هیچ کس سوار بر اسب نیست

هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینید

هیچ کس سرافکنده و شکست خورده نیست

هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست

هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد

از افتخارات ایران این است که هیچ گاه برده داری در آن مرسوم نبوده

در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد.

پس چرا دوباره دست به دست هم ایران را پارس گون نسازیم؟

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 19:15 توسط صبا |


سلام.

چقدر به المپياد فكر ميكنيد؟

شايد المپياد از سن شما گذشته باشه و شايد هم هنوز انتظار آن را ميكشيد...

ميخواهم امروز با كساني صحبت كنم كه انتظار المپياد را ميكشند. كساني كه به خود اميدوارند و شايد هم انتظار مدال طلا را ميكشند...

آرزوي شيريني هست اما اگر بتوانيد به آن برسيد.

المپياد دل بزرگ و اراده ي قوي ميخواهد. المپياد يك دو راهي بر سر راه يك دانش آموز تيزهوشاني و يا يك دانش آموز خوب و درس خوان است.

خيلي ها(از جمله خودم) دچار مشكل انتخاب مسير ميشوند.

من امروز مي خواهم اين مشكل را بردارم . توصيه ها با من و انتخاب با شما.

شايد خيلي ها المپياد را به عنوان يك ريسك خيلي بزرگ در نظر بگيرند(كه البته درست است) اما آنقدر ها هم غول بي شاخ و دمي نيست كه شما فكرش را ميكنيد.

المپياد مزاياي زيادي دارد از جمله : 1- ورود در دانشگاه بدون آزمون ورودي 2-معافي از سربازي (براي پسران)‌ 3-به عضويت در آمدن در انجمن نخبگان 4- گرفتن بور سيه

اما تمامي آنها در صورتي قابل اجرا است كه مدال طلاي المپياد را به دست آوريد. البته لازم به ذكر است كه براي مقام هاي دوم و سوم هم مزاياي 3 و 4 (كه در بالا ذكر شد)وجود دارد و براي  ورود به دانشگاه نيز اولويت هاي نسبت به ديگران وجود دارد.(كه شامل سهميه اي در كنكور ميباشد)
اما اينها همه عزمي قوي را ميطلبد.  عزمي شكست ناپذير . كسي كه راه  المپياد را انتخاب ميكند نبايد زود خسته شود و يا احساس ضعف كند.

در المپياد مطالعه ي كتاب هاي مهم ، مختلف و اكثراً سخت ضامن قبولي شما در هر 3 مرحله است.

اما ذهن انسان در المپياد بسيار مفيد است. شما با استفاده از هوش و استعدادتان سوال را ميخوانيد و آن را به مطالبي كه مطالعه كرده ايد ربط ميدهيد و جواب سوال را پيدا ميكنيد.

لذا اگر چنين عزمي ، اراده اي و هوشي داريد راه المپياد را بر گزينيد زيرا كشور ما نيازمند استعداد هاي برتر است و كلاً المپياد هم راهي براي شناخت اين استعداد هاست.

المپياد هايي كه هر ساله در كشور ما برگزار ميشود عبارتند از:

1-رياضي(هر 3 سال دوره ي دبيرستان)

2-زيست(سال سوم)          

3-فيزيك(سال سوم)

4-شيمي(سال سوم)

5-كامپيوتر(هر 3 سال دوره ي دبيرستان)

6-نجوم(هر 3 سال دوره ي دبيرستان)

7-ادبي(سال سوم)

حال در خود نظري انداخته ، ببينيد تواناييش را داريد؟ اگر نداريد كه بهتر است خود را براي كنكور آماده كنيد. اگر هم كه اين توانايي را در خود ميبينيد كه كوله بار خود را جمع كرده و به سوي المپياد روانه شويد.

اگر سوالي در زمينه ي المپياد ، روش هاي مطالعه و منابع المپياد داشتيد در نظر ها بيان كنيد.

با تشكر

نــــــــــــــــــــظـــــــــــــــــر فــــــــــرامـــــــــــوش نشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!

                                                                      

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 15:7 توسط مریم |


+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:54 توسط |


آسمان آبی تر
 آب آبی تر
من در ایوانم رعنا سر حوض
 رخت می شوید رعنا
برگ ها می ریزد
 مادرم صبحی می گفت :‌ موسم دلگیری است
 من به او گفتم : زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد با پوست
 زن همسایه در پنجره اش تور می بافد می خواند
 من ودا می خوانم گاهی نیز
 طرح می ریزم سنگی ‚ مرغی ‚ ابری
آفتابی یکدست
 سارها آمده اند
تازه لادن ها پیدا شده اند
من اناری را می کنم دانه به دل می گویم
خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود
می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم
 مادرم می خندد
 رعنا هم
 سهراب سپهری

من که لذت بردم.به قول دوستامون تو دنیای سنگی :

قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود

خار هم کمتر نبود از گل بسا گل تر بود!

قرن ما شاعر اگر داشت

که کبوتر با کبوتر باز با باز نبود!!

منتظر نظر های زیباتون هستم.پایدار باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 14:11 توسط صبا |


فکر نمیکردم مرگ اینقدر ساده باشه....

به نظر من مرگ یک حقیقت تلخ است ولی شاید همین تلخی مرگ باشه که آن را به حدی غیرمنتظره و البته شاید کمی عجیب نشان بده.

از نظر بسیاری از مردم مرگ سختترین و دردناکترین حالت ممکن است و هیچ مشکلی ‌‌‌‌‌دردی و یا بدبختیی بدتر از مرگ نیست.

شاید هم از نظر بعضی ها مرگ یک لذت شیرین باشه.لحظه ی رهایی و زمانی که انسان احساس آزادی میکنه.

لحظه ی مرگ هرچند هم که فرد مرده انسان بدی باشد برای هر کس ناگوار است.

ممکن است بعضی ها در نگاه اول بگویند::حقش بود همون بهتر که مرد....

ولی در نگاه دیگر هرکسی از این اتفاق ممکن است ناراخت شود و یا تحت تأثیر قرار بگیرند.

نظر من از مرگ این بود... شما هم نظر خودتون را بگید...

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 13:46 توسط مریم |


انقلاب ما انفجار نور بود

سلام به همگی میدونم کمی تاخیر داشتم منو ببخشید

می خواستم فرا رسیدن سالگرد انقلاب اسلامی ایران رو به همه ی شما عزیزان تبریک بگم.

امیدوارم همه ی ما ایرانی ها بازم به همه ی دنیا بگیم که هر چی ما یعنی ملتی که تمدن ۵۰۰۰ سالمون رو به دست هم ساختیم میتونیم دوباره هر چی رو با دستای توانامون بسازیم

پس بیایید دوباره دست به دست هم بدیم و...

اینم چند تا عکس از کاری که خودمون کردیم و هنوز بعضی هامون به عضمتش شک دارن

به امید فرداهایی با شور و شوق دیروز ها!!!

پایدار باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 0:43 توسط صبا |


اسلام

  1. به تشویق و تنبیه در دنیا قائل نیست
  2. با جریمه و نمره و جایزه فوری مخالف است
  3. با تجسس به شدت مخالف است
  4. اسلام با کشتن کافران و بی احترامی به آنها به خاطر کافر بودن یا مسلمان نشدن مخالف است
  5. با بدبینی و سو ظن به شدت مخالف است
  6. با جامعه پلیسی و کاراگاهی و فضول محور مخالف است
  7. با کشف شدن جرائم مخالف است
  8. با خرافاتی مثل (پیامبر در خواب به من گفت که به مردم بگو...) مخالف است
  9. با معجزه بازی مخالف است
  10. با دیوانه بودن مخالف است

البته با شیمی و فیزیک وآسمان شناسی و فلسفه و زیست شناسی اصلا مخالف نیست ولی تضادهایی با تمدن امروز دارد

ادامه ی مطلب فراموش نشه!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:33 توسط صبا |


 

این مطلب پیش از این در وبسایت میدان منتشر شده و در اینجا بازنشر می‌شود. --زمانه

حجاب چگونه اجباری شد؟ پاسخ این سوال را گاهی افرادی که از نزدیک شاهد واقعه انقلاب سال ۱۳۵۷ بودند هم دقیق و کامل نمی‌دانند. واقعیت آن است که حجاب اسلامی پیش از آنکه در قالب حکمی قانونی اجباری شود در فرایندی سیاسی و امنیتی به جامعه القا شد. بازخوانی این روایت، می‌تواند شناخت دقیق‌تر حجاب اسلامی به مثابه بخشی از ایدئولوژی نظام برخاسته از انقلاب اسلامی را تسهیل کند. ضمن اینکه برای ارزیابی میزان موفقیت حجاب اجباری در دست یابی به اهدافی که در ابتدای انقلاب برای آن تصویر شد هم این بازخوانی ضرورت زیادی دارد. در این نوشتار و بخشهای بعدی که به زودی انتشار خواهد یافت تلاش شده صرفاً با استفاده از مندرجات روزنامه کیهان در ابتدای انقلاب این روایت بازآفرینی شود.

اتحاد روشنفکر و روحانی بر ضدِ زنان جلف
در همان روزی که محمد‌رضا پهلوی ایران را ترک کرد، روزنامه کیهان مصاحبه‌ای از آیت‌الله منتظری که تازه از زندان آزاد شده بود با روزنامه فرانسوی لوسووار منتشر کرد که در آن از حجاب اسلامی هم صحبت شده بود. او در پاسخ به این سوال که آیا به نظر شما دختران و زنان باید حتماً در چادر پوشیده باشند می‌گوید:

اصلاً حجاب اسلامی به معنی پوشیده شدن در چادر و انزوای اجتماعی نیست هدف آن است که زن در جامعه لخت نباشد که وسیله شهوت‌رانی قرار گیرد. وگرنه با مراعات حجاب اسلامی و عدم اختلاط دختر و پسر، از نظر اسلام آزادیهای مورد نیاز برای زنان و دختران تامین می شود و آنها از تمام مزایا و حقوق اجتماعی مشروع بهره مند می‌شوند.(۲۶ دی ۵۷ شماره ۱۰۶۱۴صفحه ۳)


واژه «‌لخت‌»، از این پس مدام در ادبیات انقلابیون مذهبی تکرار می‌شود. در ستون «کیهان و شما» در روزنامه کیهان که بازتاب دهنده تلفنهای خوانندگان روزنامه است هم پیامهای جالبی در مورد حجاب می‌توان دید. مثلاً در ۲۷ دی پروین افشار می‌گوید:

این روزها خانم‌های چادری رفتار بسیار بدی با زنان بی‌حجاب دارند و هر جا که زن بی‌چادری را ببینند به او توهین می‌کنند. حتی بعضی از جوانان ضمن متلک گفتن به این گروه از زنان موجبات آزار بدنی آنان را نیز فراهم می‌کنند. شما را به‌خدا در روزنامه به این گونه افراد تذکر بدهید و بگویید این کارها شایسته افراد مومن و با تقوا نیست.

و یا در ۲۷ دی بتول اخوت‌پور گفته است:

امروز تظاهراتی در خیابان بلوار برپا بود. به دلیل علاقه‌ای که به رشد نهضت ملی ایران و سرکوب استبداد دارم با شور و شوق فراوان به میان تظاهر کنندگان رفتم و با آنان هم‌صدا شدم. اما با کمال تعجب گروهی به سوی من آمدند و با این بهانه که من چادر به سر ندارم مرا از صف تظاهر‌کنندگان بیرون انداختند

 

 

باید توجه داشت که این گونه برخوردها در زمانی رخ می‌دهد که انقلاب هنوز به پیروزی نرسیده و حکومت اسلامی مستقر نشده بود. آزار زنان بی‌حجاب در آن حد جدی شد که برخی تشکلهای سیاسی در واکنش به آن بیانیه صادر کردند. به عنوان مثال دانشگاهیان دانشگاه آزاد بیانیه داده و به بیانیه گروه دیگری به نام زنان مجاهد اشاره کردند:

انتشار بیانیه افشاگرانه زنان مجاهد در رابطه با برخی حرکات ناآگاهانه گروههای پراکنده، همانند تهدید زنان و دختران بی چادر و آتش زدن و چاقو کشی و اسیدپاشی که در حقیقت ناشی از عدم آگاهی آنها و تاثیر تبلیغات خائنانه عناصر مزدور می‌باشد زنگ خطر تازه ای را به صدا در می‌آورد. (کیهان ۲۷ دی ۵۷ شماره ۱۰۶۱۵ صفحه ۷)

احتمالاً به دلیل همین اخبار است که گفت و گوی امام خمینی با روزنامه السفیر درمورد مساله زنان، تا آن حد مهم تلقی می‌شود که یکی از تیترهای صفحه اول روزنامه کیهان به این جمله از ایشان اختصاص می‌یابد که چادر برای زنان اجباری نیست. اظهارات کامل ایشان چنین بوده است:

زن باید دارای حقوق مساوی با مرد باشد. اسلام بر تساوی زن و مرد تاکید کرده و به هر دوی آنها حق تعیین سرنوشت خویش را داده است. یعنی اینکه باید از همه آزادیها بهره‌مند باشند، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی آموزش خویشتن و کار کردن و مبادرت به هر نوع فعالیتهای اقتصادی. زن مسلمان به دلیل تربیت اسلامی خود پوشیدن چادر را انتخاب کرده است در آینده زنان آزاد خواهند بود که در این باره، خود تصمیم بگیرند ما فقط لباسهای جلف را ممنوع خواهیم کرد. (کیهان ۱ بهمن ۵۷ شماره ۱۰۶۱۸ صفحه ۳)

اما اظهارات روشنفکران کراواتی در مورد زنان، تازگی بیشتری نسبت به اظهارات آیت‌الله خمینی دارد. به عنوان مثال صادق قطب‌زاده که بعداً در معیت امام خمینی به تهران می‌آید به خبرنگار کیهان می‌گوید:

مرد به حکم اینکه وظیفه تامین زندگی را دارد باید ارث بیشتر هم ببرد. (کیهان۲ بهمن ۵۷ شماره ۱۰۶۱۹ صفحه ۷)

این جملات را کسی می‌گوید که نیمی از عمر چهل ساله خود را در آمریکا گذرانده است. یا دکتر ابرهیم یزدی، دبیرکل فعلی نهضت آزادی ایران در گفت و گو با حمیده امیری خبرنگار کیهان می‌گوید:

آنچه در نظام اسلامی باید رعایت شود، عفت و عصمت است. ولو اینکه کسی معتقد به حجاب نباشد باید یک اصولی را رعایت کند این مختص به زنان نیست.(کیهان ۵ بهمن ۵۷ شماره ۱۰۶۲۲ صفحه ۱)

مساله زنان و جایگاه آنان در انقلاب تقریباً سوال ثابت تمام مصاحبه‌های امام خمینی بوده است. یکی از جالب‌ترین پرسش و پاسخ‌ها، گفت‌وگوی خبرنگار کیهان با ایشان است:

- خبرنگار: نقش زنان در حکومت اسلامی چگونه خواهد بود؟ مثلاً آیا وزیر خواهند شد البته اگر استعداد و لیاقت نشان بدهند؟

- امام: اینها بسته به این است که حکومتی که پیش می‌آید تکالیف را معین کند. الان وقت این حرفها نیست.

- خبرنگار: چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته‌اید این نشان‌دهنده این است که نهضت ما، نهضتی مترقی است ولی دیگران کوشیده‌اند آن را عقب‌مانده نشان بدهند. فکر می‌کنید آیا زنان ما باید حتما حجاب داشته باشند؟ و مثلا روسری، رو سر داشته باشند؟

- امام: اینکه شما را پذیرفتم بنده شما را نپذیرفتم شما آمدید اینجا و من نمی‌دانستم شما می‌خواهید بیایید اینجا که پذیرفتم این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است که به مجرد اینکه شما به اینجا آمدید دلیل بر این است که اسلام مترقی است. ترقی هم به این نیست که زنها خیال کرده‌اند یا مردها خیال کرده‌اند. ترقی به کمالات انسانی و با اثر بودن یک زن در مملکت است نه به اینکه سینما برویم که دانس برویم و اینها ترقیاتی است که محمدرضا برای شما درست کرد که شما را به عقب رانده که ما باید بعدها جبران کنیم. شما آزادید در کارهای صحیح دانشگاه بروید هر کاری را که صحیح است بکنید و همه ملت آزادند در اینها اما اگر بخواهند کارهای خلاف عفت بکنند و یا کارهای خلاف ملیت بکنند از آنها جلوگیری می‌شود و این دلیل بر ترقی و مترقی بودن است. (کیهان۳ بهمن ۵۷ شماره ۱۰۶۲۰ صفحه۳)

امام خمینی: زنان باید با حجاب به ادارات بروند
با ورود امام خمینی به تهران در تاریخ ۱۲بهمن ۵۷ انقلاب وارد فاز جدیدی شده و انقلابیون از توفیق انقلاب اطمینان یافتند. همزمان با معرفی دولت موقت به نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان، روند مذهبی و انقلابی شدنِ نظام دیوانسالاری دولتی آغاز می‌شود. کیهان ۱۴بهمن در صفحه ۴ خبر داده که نام سازمان زنان به سازمان رفاه و ارشاد خانواده تغییر کرد. و در کنار این خبر، اطلاعیه کمیته رفاه و تنظیم برنامه‌های امام خمینی را منتشر کرده مبنی بر اینکه مردان و زنان باید به صورت جداگانه به ملاقات امام بروند و به همین دلیل صبحها به آقایان و بعد‌از‌ظهرها به خانمها اختصاص یافته است.

در دوران تعلیق قانونی ناشی از گذار به حکومت جدید، انتقادهایی نسبت به برخورد با زنان شنیده می‌شود. اما جالب اینجاست روشنفکران لاییک بیشتر از انقلابیون مذهبی تلاش ‌می‌کنند به این انتقادها پاسخ دهند. به عنوان مثال ناصر تکمیل همایون، عضو جبهه ملی ایران مجموعه مقالاتی با نام زن ایرانی در روند انقلاب ملی را آغاز کرده و در اولین مقاله با عنوان «می‌خواستند زن ایرانی، عروس فرنگی باشد» از بزرگ کردن مساله حقوق زن در اسلام انتقاد کرده و آن را منشا تفرقه در نیروهای انقلابی می‌خواند. او در این مقاله مدارس دخترانه ملی و دولتی را به دلیل دور بودن از آموزشهای سنتی، ابزاری برای غربی کردن زنان ایرانی دانسته و اغلب فعالیتهای عصر پهلوی را با هدف غربی کردن زنان زیر سوال می‌برد و این گونه مقاله را پایان می‌دهد:

این گروه ویران‌ساز و چپاولگر و هرزه با اینکه کوشش کردند بنام آزاد کردن زنان و شرکت دادن آنان در انتخابات قلابی و وکیل ساختن چند زن در همان سیستم رستاخیزی اختناق و ترور و عدم آزادی و دموکراسی، به نوعی نیرنگ دست یازند و به اصطلاح بیان دارند که زنان ایران را از سیاه چالهای قرون وسطائی بیرون آورده اند اما هدف اصلی آنان که تشکیل پروسه غربی کردن حیات اجتماعی زنان آن هم در سطح بسیار مبتذل فرنگی بود، خوشبختانه به یمن حرکت عظیم اجتماعی و سیاسی ملت ستمدیده ایران و شرکت زنان دلیر و هوشمند ناتمام ماند و مسلما خطر تزلزل بدفرجامی که خانواده‌های ایرانی و زنان (و مردان) کشور را تهیدید می‌کرد در شکل و ترکیب جدبد پیکار ملی و خودسازیهای فرهنگی برطرف خواهد شد. (کیهان ۱۶ بهمن ۵۷ شماره ۱۰۶۳۰ صفحه ۶)

او در بخش بعدی این مقاله که در کیهان ۱۹ بهمن منتشر شده بر وجه آزادی‌بخش انقلاب برای زنان ایرانی تاکید کرده و آن را بسیار مهم‌تر از نحوه پوشش یا دیگر مسایل جزیی زندگی اجتماعی می‌خواند. هما ناطق، روشنفکر لائیک و از اعضای کانون نویسندگان، در سخنرانی خود در دانشگاه تهران ضمن زیر سوال بردن تمام فعالیتهای حکومت پهلوی برای زنان و ظاهری خواندن آنها؛ اعلام می‌کند که آزادی زنان منوط به آزادی کل جامعه است و روزی که انقلاب واقعی به ثمر رسید زنان نیز آزاد خواهیم شد. او در اشاره به مساله حجاب ترجیح می‌دهد ضمن حمله شدید به کشف حجاب رضا شاه بگوید:

زنی که پوشش خود را نمی‌تواند آزادنه برگزیند عقاید خود را نیز نمی‌تواند آزادنه انتخاب کند. این خود سازش است و با ستیزه‌جویی در تضاد است. (کیهان ۱۷ بهمن ۵۷ شماره ۱۰۶۳۱ صفحه ۶)

لغو قانون حمایت از خانواده، به عنوان اولین قانون لغو شده توسط دفتر امام خمینی نشانه روشنی از حساسیت روحانیت و انقلابیون مذهبی به مساله زنان بود. این عمل اگر چه با انتقادهائی روبرو شد اما باز هم روشنفکران ترجیح دادند با سکوت یا توجیه از کنار آن عبور کنند. سرمقاله ۱۳ اسفند کیهان به قلم ثریا صدر دانش با عنوان «زنان را فراموش نکنیم» از معدود انتقادات علنی از این اقدام بود. او از لغو قانون حمایت خانواده انتقاد کرده و پرسید آیا در میان تمام این قوانین نادرست و غیر عادلانه و درحالیکه هنوز مسائل و مشکلات بسیاری مطرح است تنها می‌بایست قانون حمایت خانواده لغو شود؟ همین روزنامه از اعتراض گروه وکلای مدافع حقوق زن و جبهه ملی ایران به این دستور خبر داده است.

اما نقطه‌ی عطف داستان حجاب اجباری به سخنرانی ۱۶ اسفند امام خمینی در مدرسه رفاه اختصاص دارد. ایشان در آن سخنرانی، ضمن انتقاد شدید از دولت مهندس بازرگان به دلیل انقلابی نبودن، می‌گویند:

در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زنهای لخت بیایند. زنها بروند اما باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار کنند لیکن با حجاب شرعی باشند. (کیهان ۱۶ اسفند ۵۷ شماره ۱۰۶۵۵ صفحه ۱)

 

حتما ادامه ی مطلب رو بخوانید خیلی جالب هست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 19:35 توسط صبا |